تبليغاتX
... برای میهن


 

همه سنگ هاي ايران گوهرند

 گوهرشناس

اگر بزرگ ترين عقيقي كه تاكنون ديده ايد، نگين يك انگشتر بوده و حالا مي خواهيد عقيق هايي با حدود ۲۰ سانتي متر قطر را ببينيد، اگر نام كهربا را تنها در كتاب ها و تمثيل هاي ادبي خوانده ايد و حالا مي خواهيد كهرباي واقعي را لمس كنيد، اين نشاني را به خاطر بسپاريد: خيابان ميرداماد، ساختمان دفينه، نمايشگاه درياي نور.

سنگ هاي به نمايش درآمده در اين نمايشگاه حاصل 20 سال تلاش «نادر صنعاني» است که اینک به معرض ديد عموم گذارده شده است. نادر صنعاني متولد سال ۱۳۲۰ تبريز، كارشناس ارشد مهندسي عمران است. او در سال ۱۹۶۰ ميلادي به اتريش مهاجرت كرد و پس از حدود ۴۰ سال در اواخر دهه ۱۹۹۰ به ايران بازگشت.

علاقه صنعاني به گردآوري سنگ هاي تزئيني و قيمتي از ۱۵ سال پيش آغاز شد و طي اين مدت به بيش از ۵۰ نمايشگاه بين المللي در سراسر دنيا سر زد تا اطلاع بيشتري درباره انواع سنگ ها و كيفيت آنها به دست آورد.

حاصل جست وجوهاي صنعاني رسيدن به اين نتيجه بود كه پرداختن به سنگ هاي تزئيني و قيمتي نه تنها يك صنعت سودآور و يك هنر جذاب است، بلكه از حيث علمي نيز (مثلاً به سبب خصوصيات درماني سنگ ها) حائز اهميت بسيار تلقي مي شود.

در ايران به غير از فيروزه و عقيق و كمي هم ياقوت اطلاع چنداني از ساير سنگ ها در دست نيست و استفاده مناسبي هم از آنها به عمل نمي آيد، با اینحال صنعاني در اين باره مي گويد: هم اكنون بيش از ۶۰۰ نوع سنگ و گوهر قيمتي و تزئيني در جهان شناسايي شده كه ايران به تنهايي ۷۰ درصد آنها را در اختيار دارد، اما نه كسي به فكر استخراجشان است و نه مي دانند پس از استخراج با آنها چه كنند.

در نمايشگاه درياي نور، تنديس هايي سنگي از حيوانات، اشيا، ميوه ها و حتي اسطوره هاي تاريخي به چشم مي آيد. سنگ هاي به نمايش درآمده مجموعه اي از فيروزه، عقيق، كريستال، فلورايد، كيانيت، كريز، كولا، گارنت، كوارتز صورتي، يشم و... را دربرمي گيرند و برخي از آنها از حيث نوع سنگ و كار هنري كه رويشان صورت پذيرفته، فوق العاده گرانبها هستند.

با اين حال صنعاني مي گويد تا به حال نه به ارزش اين آثار فكر كرده و نه به تعداد آنها، بلكه هدف او آشنا كردن مردم ايران با انواع سنگ هاي قيمتي است و اين كه كشورشان چه ثروتي از اين رهگذر در اختيار دارد و چگونه مي تواند از آنها در عرصه علم، صنعت و هنر استفاده كند.

كلكسيون سنگ هاي صنعاني البته از كم نظيرترين كلكسيون هاي جهان به شمار مي رود؛ چه آن كه مهم ترين موزه سنگ هاي تزئيني جهان در آمريكا ۹۷ نوع سنگ و گوهر را در خود جاي داده است، اما مجموعه اي كه او فراهم آورده از 140 نوع سنگ و گوهر تزئيني نادر شكل يافته كه یک ركورد جهانی به شمار می آید.

هرچند كه ارزش سنگ ها را مي توان با يك نگاه ساده نيز دريافت، اما توضيحات مهندس صنعاني ابعاد حيرت آوري از ارزش افزوده آنها را روشن مي سازد. او مي گويد: امروزه در كشور ما يك تن سنگ كوارتز يعني يك ميليون گرم به قيمت ۴۰ هزار تومان در بازار به فروش مي رسد، در حالي كه با دادن تراش به سنگ ها و پرداخت جزيي آنها، يك گرم را مي توان در بازار جهاني به بهاي يك دلار به فروش رساند و بدين ترتيب بهاي يك تن را به يك ميليون دلار رساند!

با اين وصف تأسف عميق اين مجموعه دار به سبب نبود علم و فناوري مناسب در استخراج و فرآوري سنگ ها جاي شگفتي ندارد. آن هم در شرايطي كه از آلمان و ايتاليا و چين گرفته تا هند و پاكستان و حتي افغانستان بهره درخوري از استخراج و تراش سنگ ها به دست مي آورند. بديهي است كه بهره برداري علمي از سنگ و توجه به جنبه هاي صنعتي و هنري آن علاوه بر درآمدزايي (آن هم با سرمايه گذاري نه چندان زياد) در ايجاد اشتغال سهم به سزايي خواهد داشت.

در اين صورت پيشنهاد كسي كه 20 سال از عمر خويش را صرف مطالعه بر روي سنگ ها كرده چيست؟ او پاسخ مي دهد: كارشناسان براي فعال كردن اين بخش در اقتصاد كشور ۵ راهكار اساسي را پيشنهاد داده اند كه عمل به آنها موفقيت بزرگي را براي ايران در حوزه سنگ هاي تزئيني و قيمتي رقم خواهد زد.

وی ادامه می دهد: نخستین راهکار ارایه شده ايجاد رشته هاي گوهرشناسي و تراش سنگ هاي قيمتي در دانشگاه ها يا حداقل آموزش آنها در مراكز فني و حرفه اي است.

صنعانی می افزاید: تأسيس موزه ملي گوهر و سنگ و تهيه شناسنامه اي از سنگ هاي ارزشنمد موجود در ايران و جهان راهکار دومی است که از سوی کارشناسان ارایه شده است.

او در خصوص راهکار سوم نیز می گوید: وارد كردن فناوري ماشين آلات استخراج و تراش سنگ كه از تكنولوژي پيچيده و گران قيمتي نيز برخوردار نيستند از دیگر عوامل فعال کردن صنعت گوهر تراشی در ایران است.

صنعانی به روز كردن اطلاعات مربوط به انواع سنگ هاي موجود و شناسايي معادن سنگ در سراسر كشور را راهکار چهارم کارشناسان خواهنده و اظهار می دارد: سرمايه گذاري دولت و بخش خصوصي در امر استخراج و پرداخت سنگ ها نیز آخرین راهکار در این بخش است.

    به هر روي توسعه نيافتگي بخش سنگ در كشور موجب شده كه صنعاني طي ۵ سال گذشته نمونه هاي خام سنگ هاي ايراني را پس از گردآوري به چين بفرستد تا پس از ساخته و پرداخته شدن به كشور بازگردانده شوند. تنها ديدن نمونه هايي از تنديس هاي سنگي كه در چين ساخته شده اند و در نمايشگاه درياي نور به نمايش درآمده اند، نشان خواهد داد كه سنگ ها - حتي آنها كه به ظاهر بي ارزش و در دسترس هستند - چه ثروتي به شمار مي آيند و فرصت استفاده از اين ثروت چگونه از دست مي رود.

این گوهر شناس برجسته تبریزی كار با اين دستگاه هاي تراش سنگهاي قيمتي را بسيار ساده خوانده و می گوید: كار با اين دستگاه ها به مهارت زيادي احتياج نداشته و نيروي غيرماهر و غير متخصص نيز مي تواند تنها با دارا بودن سواد خواندن و نوشتن اندازه گيري و پس از گذراندن يك دوره آموزشي 60 روزه، صاحب يك هنر، صنعت و يك شغل شوند.

وي با اشاره به نيروي بالقوه فعال و توانمند جامعه كه بيش از سه ميليون نفر برآورد مي شوند، اشتغال آفريني صنعت گوهر تراشي را قابل توجه عنوان كرده و می افزاید:اين صنعت مي تواند ثروتي حدود 150 هزار ميليارد تومان و صادراتي كمتر از 10 ميليارد دلار را نصيب كشور كند.

صنعانی ادامه می دهد: اشتغال زايي اين صنعت به گونه اي است كه با تاسيس هر كارگاه يا كارخانه توليد و فرآوري سنگ مي توان براي 20 تا 100 نفر به طور مستقيم اشتغال ايجاد كرد كه به تبع ميزان اشتغال غير مستقيم ايجاد شده آن نيز كم تر از اين مقدار نخواهد بود.

صنعاني تصريح می کند: يك واحد سنگ 30 گرمي در بازار جهاني به طور متوسط قيمتي برابر 30 يورو دارد،اين در حالي است كه ما مي توانيم آن را در داخل كشور با قيمتي كمتر از يك يورو توليد و فرآوري كنيم .

وي در اختيار داشتن بيش از 50 درصد معادن و منابع انواع سنگ هاي گوهرين را امتياز ديگري براي صنعت گران اين رشته دانسته و می گوید: صنعت گوهر تراشي قادر خواهد بود به عنوان يك صنعت مولد خانگي به كار گرفته شده و زنان سرپرست خانوار، معلولان، و اقشار كم درآمد را صاحب اشتغال و درآمد كند.

صنعانی همراهي و همكاري دولت را در راه اندازي و اجراي اين پروژه بسيار مهم و موثر دانسته و اظهار می دارد: توسعه اشتغال زايي اين صنعت نياز به عزم ملي دارد و دولت بايد با رفع بروكراسي هاي غير ضروري مسير را براي توسعه اين صنعت باز بگذارد.

صنعاني با بیان اینکه حاضر است اطلاعات و تجربه هاي خود درباره سنگ ها را در اختيار همه سازمان هاي مرتبط با اين امر قرار دهد تا شايد براي فعال كردن اين بخش به كار آيد، اما «فعلاً كسي از او در اين مورد توضيحي نخواسته است»! و شايد اصلاً كسي نمي داند كه چنين كسي چنين كار سترگي را به انجام رسانده يا چنين نمايشگاهي در گوشه اي از پايتخت برپا شده است؛ نمايشگاهي كه تنها يك پيام دارد: سنگ ها را جدي بگيريم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط مهرداد خوشکار مقدم  | 



 

باغلارباغی تبریز به مجتمع مسکونی، تجاری، تفریحی تبدیل می شود

باغلار باغی

با ارائه طرحی توسط برخی از اعضای شورای اسلامی شهر تبریز، مجموعه تفریحی و شهر بازی باغلار باغی تبریز تخریب و به مجتمع مسکونی تبدیل می شود.

حتی موضوع طرح این خبر پیش از تصویب نهایی آن نیز به قدری با واکنش منفی شهروندان تبریزی روبرو شده که مردم این کلانشهر با ارسال پیامک از طریق موبایل به همدیگر خواستار اعتراض به تصمیم شورای شهر هستند.

ارائه این طرح در حالی صورت می گیرد که کلانشهر تبریز پس از تهران رتبه دوم فقر فضای سبز ایران را در اختیار دارد.

بر اساس اعلام کارشناسان شهرداری تبریز، سرانه فضای سبز کلانشهر تبریز تنها 150 سانتی مترمربع است ، این در حالی است که استاندارد سرانه فضای سبز در کشور باید 17 مترمربع باشد.

در همین حال، محمد علی ذبیحیان فرماندار تبریز نیز تاکید کرد: تغییر کاربری فضای سبز در تبریز ممنوع است.

وی با بیان اینکه نباید اداره شهر به قیمت از بین بردن فضای سبز و اماکن عمومی انجام گیرد افزود: به جای مایه گذاشتن از زندگی مردم برای درآمدزایی و اداره شهر لازم است درایت و مدیریت علمی شهری به کار گرفته شود.

فرماندار تبریز در ادامه به احداث خانه‌های غیرمجاز در محوطه فضاهای سبز تبریز اشاره کرد و افزود: بدون تردید هر گونه تحلفات تغییر کاربری از سوی هر شحصی با برخورد شدید مواجه خواهد شد.

فرماندار تبریز هشدار داد: فروختن شهر به بهانه کسب درآمد برای شهرداری نباید ادامه یابد.

با این اوصاف اعضای شورای شهر تبریز با ارایه طرحی سه فوریتی، روز یکشنبه ششم بهمن ماه 87 طرح تغییر کاربری باغلار باغی و تبدیل به مجتمع مسکونی-تجاری-سیاحتی را به تصویب رساندند.

در این میان مخالفان طرح نیز حاضر به گفتگو نبوده و سکوت اختیار کرده اند.

 با این حال یک منبع آگاه اظهار داشت: به برخی از دوستان گفته شده در صورت ارائه این طرح در صحن علنی شورا یا آن را تصویب کنند یا اینکه سکوت اختیار نمایند!

وی با اشاره به توجیهات ارائه شده از سوی مدافعان این طرح ادامه داد: برخی از دوستان در ارائه طرح های مختلف طوری سخن می گویند که انگار آنها عقلای جمع هستند.

این منبع آگاه با بیان اینکه چگونه می توان در خصوص تبدیل یک پارک و مرکز تفریحی به مجتمع مسکونی-تجاری به مردم جواب داد، گفت: وقتی زبان اعتراض باز می کنیم به بی تقوایی و مخالفت با ورود سرمایه گذاران به تبریز متهم می شویم.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: نکته جالب اینکه افراد یاد شده می گویند انشاءالله پس از تخریب این مجموعه و تبدیل آن به مجتمع مسکونی، پارکی دیگر برای مردم خواهیم ساخت!

گفتنی است، کلانشهر تبریز طی دهه گذشته با تصمیمات خودسرانه برخی از ارگان های مختلف روبرو بوده و اجرای طرح های غیرکارشناسی و سلیقه ای معضلات بسیاری برای مردم به همراه داشته است.

از سوی دیگر مردم شهر تبریز خاطره خوبی از عملکرد شهرداران گذشته نداشته و هنوز هم شگرد تخلیه اماکن مختلف به بهانه ایجاد فضای سبز و پس از آن احداث پاساژ و مراکز تجاری را از یاد نبرده اند.

با اینحال اما سخنان مدافعان اجرای این پروژه نیز در جای خود شنیدنی است.

شهردار تبریز ضمن رد انتقادات وارد شده به پروژه تغییر کاربری مجموعه تفریحی باغلارباغی تبریز گفت: جوسازی های اخیر بر علیه این پروژه ناشی از عدم اطلاع رسانی صحیح از سوی همکاران شهرداری و شورای شهر بوده است.

علیرضا نوین در تشریح پروژه تغییر کاربری دومین شهربازی تبریز افزود: جوسازی ‌های اخیر به ویژه دست به دست گشتن اس ام اس‌هایی بر علیه این طرح بین شهروندان به هیچ عنوان قابل قبول و در شأن مردم تبریز نیست.

وی همچنین با اشاره به مصاحبه های برخی افراد مخالف این پروژه در رسانه های مختلف افزود: مصاحبه های اخیر برخی از محافل دانشگاهی و حتی عده ای از اعضای شورای شهر بر علیه پروژه باغلارباغی نوعی بی تقوایی است.

شهردار تبریز با بیان اینکه شهید کردن این پروژه بزرگ ملی پیش از آغاز آن خداپسندانه نیست، ادامه داد: برای این پروژه یکسال تمام کار کارشناسی شده و از 100 سرمایه گذار بین‌المللی برای بازدید از محل پروژه دعوت شده است.

نوین با اشاره به سابقه شهربازی باغلارباغی تبریز یادآور شد: این مکان 12 سال قبل توسط استاندار وقت به مدت 25 سال در اختیار بخش خصوصی قرار گرفت تا مجموعه تفریحی و شهربازی باغلارباغی در آن احداث شود.

وی ادامه داد: ملک این مجموعه متعلق به شهرداری است و اراده شهرداری امروز براین است که برای اجرای پروژه ای بزرگتر قرار داد پیشین لغو و وسایل این مجموعه به مکان دیگری منتقل شود.

نوین در پاسخ به اینکه آیا رضایت سرمایه گذار قبلی نسبت به تغییر کاربری باغلارباغی اخذ شده است، اظهار داشت: برای انتقال وسایل شهربازی باغلارباغی، پنج مکان جدید و مناسب به این سرمایه گذار پیشنهاد شده و درآمد سالانه 700 میلیون تومانی آن از سوی شهرداری تبریز تضمین می شود.

شهردار تبریز با تاکید بر اینکه تنها راه نجات این کلانشهر جذب سرمایه گذاران بخش خصوصی است، خاطرنشان کرد: این پروژه ملی است و با تائید شخص معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی،‌ صنایع دستی و گردشگری و نیز استاندار آذربایجان شرقی اجرایی می شود.

شهردار تبریز با اشاره به انتقادات مطرح شده در خصوص لزوم کسب مجوز از کمیسیون ماده 5 برای تغییر کاربری این مجموعه گفت: پس از 15 جلسه کارشناسی با اعضای این کمیسیون و شخص استاندار بالاخره رضایت این عزیزان نیز کسب شده و موافقت تمام هشت عضو کمیسیون ماده 5 نیز اخذ شده است.

وی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه عدم انعکاس زوایای مختلف این پروژه موجب ایجاد سوء تفاهمات موجود شده است در توضیح این طرح گفت: به طور حتم اجرای پروژه باغلارباغی تبریز در سطح کشور و حتی آسیا نظیر نخواهد داشت.

شهردار تبریز وسعت اجرای این پروژه را 19 هکتار اعلام کرد و افزود: بخش خصوصی در این مجموعه بیش از دو هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری می کند.

نوین با بیان اینکه سهم درآمد شهرداری از این طرح 250 میلیارد تومان است، ادامه داد: احداث تنها هتل هفت ستاره بین المللی آسیا در 58 طبقه به ارتفاع 200 متر شاخص ترین پروژه این مجموعه خواهد بود.

وی با بیان اینکه فضای سبز مورد نیاز منطقه نیز در این مجموعه لحاظ شده است، اظهار داشت: در این پروژه همچنین 40 هزار متر مربع به مکانهای تفریحی و شهربازی اختصاص یافته و 20 هزار متر مربع نیز به فضاهای ورزشی تعلق می گیرد.

نوین همچنین افزود: احداث سالن همایشهای سه هزار نفری، موزه، فروشگاه های بزرگ و رستوران ملل، مجموعه پزشکی توریست درمانی و احداث پارکینگ با ظرفیت 12 هزار خودرو از دیگر بخش های این پروژه خواهد بود.

شهردار تبریز با تاکید بر اینکه در احداث مجموعه بزرگ تفریحی و تجاری تبریز آخرین فناوریهای روز جهان مدنظر قرار دارد ادامه داد: طراحی نقشه های مربوط به این پروژه توسط یک شرکت امریکایی مستقر در کشور مالزی در حال انجام است.

وی در پاسخ به اینکه پروژه‌ای با این توصیف ظرف چه مدت آماده بهره برداری خواهد شد، گفت: خاکبرداری این مکان شش ماه به طول می کشد اما مجری و سرمایه‌گذار مربوطه متعهد شده تا پنج سال آینده این مجموعه را آماده بهره برداری نماید.

نوین در پاسخ به اینکه مصوبه شورای شهر برای اجرایی شدن نیازمند تایید فرماندار است اما ظاهرا" وی با اجرای این پروژه مخالف است، گفت: انشاءالله آقای فرماندار نیز با توضیح کارشناسان بر اهمیت اجرای این پروژه واقف شده و مصوبه شورا را تائید خواهند کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط مهرداد خوشکار مقدم  | 



 

تماشای جنایات غزه تفریح جدید صهیونیستها !

غزه 

در اقدامی عجیب و در عین حال غیر انسانی، صهیونیستها تماشای کشتار کودکان، زنان و مردان مظلوم غزه را به تفریح جدید خود تبدیل کرده اند.

برخی خبرگزاری ها و شبکه های خبری بین المللی، اخیرا صحنه هایی از بربریت مدرن را به نمایش گذاشتند که در آن خانواده های اسرائیلی در کمال خونسردی از دیدن صحنه های کشتار مردم در نواره غزه به وجد آمده و احساس شادی می کنند!

در این تصاویر، نشان داده می شود خانواده های اسرائیلی ساکن در سرزمینهای اشغالی در بلندی های مشرف به غزه، کمپ های تفریحی برپا کرده و همراه با زنان و کودکان خود با استفاده از دوربینهای بسیار قوی، بمباران و گلوله باران غزه را با شور و شوقی بسیار به نظاره می‌نشینند!

یک شهروند این رژیم درگفتگو با خبرنگاران در پاسخ به اینکه چگونه به تماشای صحنه‌های فجیع کشتار مردم غزه می نشیند گفت: گرچه چند زن و کودک در این جنگ کشته شده اند اما به نظر من اتفاق خاصی نیفتاده است!

وی که با همراه با فرزند نوجوان و همسر خود در این منطقه حضور یافته و به تماشای گلوله باران غزه نشسته است، افزود: جنگی به وقوع پیوسته و فقط چند نفر کشته شده اند اما دنیا که به پایان خود نرسیده است!

یک زن اسرائیلی نیز گفت: به نظر من باید زنان و کودکان اسرائیلی با واقعیات کنار بیایند. او با اشاره به حضور فرزند نوجوان خود در این منطقه افزود: به اعتقاد من پسرم باید بسیار زودتر از اینها با چنین حوادثی روبرو می شد تا در آینده دچار سردرگمی نگردد!

کودکان شهید غزه

یک دختر 14 ساله نیز که در کمال آرامش کشتار هم سن و سالان خود در غزه را به نظاره نشسته است، گفت: ما کودکان و نوجوانان اسرائیلی با حضور خود می‌خواهیم به اینگونه حوادث عادت کنیم!

به ادعای این شهروند سرزمینهای اشغالی، کودکان اسرائیلی آینده سازان این کشور(!) هستند و باید خود را برای صحنه هایی بدتر و دلخراش تر از این هم آماده کنند!

درصحنه ای دیگر از این تصاویر، اسرائیلی های حاضر در این منطقه با هدف قرار گرفتن یک مسجد در غزه از شادی به هوا پریده و عده ای دیگر نیز عکس یادگاری می‌گیرند!

انتشار این تصاویر بازتاب گسترده ای در رسانه های بین المللی داشته و علاوه بر مردم کشورهای منطقه، موجب خشم و اعتراض مردم دیگر نقاط جهان شده است.

برخی از شبکه های خارجی به نقل از روانشناسان و کارشناسان اجتماعی این عمل مردم اسرائیل را ناشی از نوعی سادیسم و دیگر آزاری رواج یافته در این کشور می‌خوانند.

این کارشناسان، عصر رژیم صهیونیستی را استقرار بربریت مردن نامیده و اعتقاد دارند دیدن چنین صحنه هایی انسان را به یاد دوران گلادیاتورهای باستان می اندازد که در آن مردم روم با دیدن صحنه های کشت و کشتار مردم بی دفاع در مقابل گلادیاتورها و دریده شدن آنها از سوی حیوانات وحشی به وجد می آمدند.

چنین صحنه هایی که در حافظه تاریح باقی خواهد ماند، ثابت می کند مردم تحت حاکمیت صهیونیستها نیز دستکمی ازحاکمان غاصب صهیونیستی نداشته و فرقی میان نظامیان و غیرنظامیان آنها وجود ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 دی1387ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط مهرداد خوشکار مقدم  | 



 

 آیین های عزاداری مردم آذربایجان؛

آمیزه ای از  فرهنگ و سنت

تبریز

آذربایجان خاستگاه تشیع و زنده شدن نام و یاد ائمه معصومین (ع) در تاریخ ایران زمین است. هم از این روست که اهمیت مراسم مذهبی شیعیان به ویژه در ایام محرم از جایگاه ویژه ای در این خطه از میهن اسلامی برخوردار است.

ایام‌عزاداری آزادگان کربلا از گذشتگان دور با مراسم سنتی در مناطق مختلف آذربایجان شرقی تلفیق یافته و مناظری زیبا از عشق ، دلدادگی و ارادت به اهل بیت (ع) را به نمایش می گذارد.

آداب و رسوم حاکم بر عزاداری‌های مذهبی سالار شهیدان یکی از دیدنی ترین و عرفانی ترین مراسم‌مردم آذربایجان شرقی است. دهه محرم در این منطقه ایامی است که در آن غرورها خاموش، نخوت‌ها فراموش، بزرگی‌‌ها کنار افتاده و مرد و زن، عالی و دانی، امیر و فقیر خاک سار و غلام مولا امام حسین (ع) می شوند و با ذکر مصیبت های آن حضرت به عزاداری و تعزیه خوانی می پردازند.

استقبال از محرم:

مردم نقاط مختلف آذربایجان شرقی ، از چندین روز مانده به ماه محرم در عزای حسینی فرو می روند. افراشتن بیرق های سرخ و سیاه و سبز ، سیاه پوش شدن هیئت ها ، تکایا ، معابر و البته بازارهای سنتی از چند روز قبل از آغاز محرم شروع شده و عزاداران حسینی با نواختن شبانگاهی طبل‌ها به استقبال محرم می‌روند .

شال‌های سبز و سیاه، چپیه های عربی و گاه دستارهای سیاه بر سر و گردن مردم شهرها و روستاها دیده می‌شود. جوانان نیز به بستن پارچه سبز بر مچ دست علاقه زیادی نشان می‌دهند.

معروف است که چادر سیاه زنان در فرهنگ شیعی به معنای عزای حسینی است. برخی از زنان این دیار هم که با مانتو پوشش اسلامی دارند معمولا در ایام محرم چادر سیاه بر سرمی کنند .

پوشیدن لباس سیاه در برخی موارد تا روز اربعین حسینی ادامه می یابد و برخی دستارهای سیاه بسته شده به سرشان را تا سوم امام نگه می دارند.

طشت‌گذاری در مساجد:

در آستانه ماه محرم آیین ویژه طشت‌گذاری در مساجد و حسینیه‌های آذربایجان شرقی اجرا می شود.

در آیین طشت‌گذاری که به عنوان اقامه عزا به مناسبت ماه محرم خوانده می‌شود، هیئت‌های حسینی با برگزاری این آیین در تکایا و حسینیه‌های شهرستان عزاداری برای شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفای ایشان را آغاز می‌کنند.

طشت‌گذاری از آیین‌های سنتی عزاداران حسینی در برخی از شهرستان‌های آذربایجان شرقی است که هر سال پیش از آغاز ماه محرم از سوی هیئت‌های حسینی انجام می‌شود و طی آن عزاداران با حضور و تجمع در مساجد، حسینیه‌ها و تکایا جامه عزا بر تن می‌کنند.

در این آیین مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در سوگ ابا عبدالله الحسین (ع) مرثیه سرایی کرده و اعضای هیئت‌های حسینی به یاد سقای تشنه لب کربلا طشتی را پر از آب می‌کنند و آب آن را به صورت تبرک در میان عزاداران توزیع می‌کنند.

کودکان در محرم

آغاز مراسم عزاداری محرم :

مراسم عزاداری از روز اول محرم با تشکیل دسته‌های عزاداری موسوم به ( شاخسى واخسى ) آغاز می شود. در همین حال هر روز بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد ها و تکایا مراسم سینه زنی ، زنجیر زنی و نوحه خوانی درسوگ یاران امام حسین (ع) برگزار می شود.

این مراسم در طی 10 شب متوالی صورت می گیرد و در شب تاسوعا، روز تاسوعا، شب عاشورا و ظهر عاشورا به اوج خود می رسد.

محرم و بازار تبریز:

در بازار بزرگ و قدیمی تبریز ، مراسم عزاداری با شور و شوق خاصی برپا می شود. گروهی از عزاداران بازار با پوشیدن کت و شلوار سیاه به صورت یکدست و متحدالشکل آیین‌ها و عزاداری‌های خاصی را برگزار می‌کند.

دسته‌های مختلف عزاداری از محلات قدیمی تبریز طبق سنتی دیرینه با سبک و شیوه‌ای سنتی به نوبت و نظمی خاص وارد بازار تبریز شده و به یاد حضرت سیدالشهدا (ع) سوگواری می‌کنند.

دسته‌های عزاداری پس از طی بخش‌های مختلف بنای سرپوشیده‌ی بازار تاریخی تبریز از آن خارج می‌شوند و همه دستجات جز چند دسته‌عزاداری مشخص، اجازه‌ورود به بازار را ندارند.

تیمچه‌مظفریه قلب تپنده‌ی بازار به عنوان مرکز عزاداریها این روزها لبریز از سوگواری حسینی است.

در مقابل هر یک از این دستجات نیز علم‌هایی به عنوان معرف دسته‌ی عزاداری و محله‌مربوط به آن حمل می‌شود. برخی از این علم‌ها از قدمت تاریخی برخوردارند.

مرثیه‌ها و نوحه‌های خوانده شده در بازار تبریز اکثرا به زبان ترکی آذربایجانی و با همان لحن و سبک قدیمی است. برخی از مغازه‌داران با پخش چای و دیگر نذورات از عزاداران امام حسین (ع) پذیرایی می‌کنند.

سه نوع از دستجات عزاداری سنتی در بازار حضور می‌یابند: دستجات عرب، عجم و زنجیر و تا چند روز بعد از عاشورا همچنان سوگواری می‌کنند.

بازار تبریز

آیین سنتی علم بندی:

آیین سنتی علم بندی نیز یکی دیگر از مراسم ویژه ساکنان برخی از مناطق آذربایجان شرقی است.

این مراسم به مناسبت سومین روز از ماه محرم با حضور جمع کثیری از عزاداران حسینی در برخی مناطق این استان به خصوص در شهر مراغه برگزار می شود.

علم بندی یکی از آیین‌های قدیمی و اختصاصی مراغه در ماه محرم است که در محله‌ها توسط هیات‌های مذهبی به یاد علمدار دشت کربلا حضرت ابوالفضل العباس (س) برپا می‌شود.

علم از لوله‌های بلندی در قطرهای مختلف تشکیل شده که ارتفاع برخی از آن‌ها به 45 متر می رسد.مردم این شهرستان با برافراشتن علم که به عنوان پرچم سربلندی و پیروزی حق بر باطل است، بزرگترین و عمیق‌ترین مظهر نهضت عاشورا از زمان صفویه تاکنون را حفظ کرده‌اند.

هیئت‌های عزاداری این شهرستان با برافراشتن علم که نماد استقامت و پیروزی شیعه است، ارادت خود را به اباعبدالله‌الحسین (ع) و یاران باوفایش ابراز می‌کنند.

قبل از برپایی علم اقشار مختلف مردم که نذر و حاجتی دارند برای برآورده شدن آن روسری، پارچه و شال به علم می‌بندند به طوریکه تمام طول علم با پارچه‌های رنگارنگ پوشیده می‌شود.

برپایی علم‌های کوچک توسط مردم و علم‌های بلند توسط جرثقیل انجام می‌شود و مردم با سردادن یاحسین (ع) و یاابوالفضل (س) از خدا مدد خواسته و خواهان برآورده شدن نذر و نیاز خود می‌شوند.

در موقع برپایی علم صدها راس گوسفند که برای این روز نذر شده‌اند در پای و اطراف علم قربانی می‌شود و مردم نذورات خود از جمله آش ، شله زرد، شیر و شربت را بین عزاداران توزیع می‌کنند.

مراسم سنتی - مذهبی « پولکه »:

مراسم سنتی - مذهبی ”پولکه” در واپسین روزهای دهه نخست ماه محرم با شکوهی هر چه تمام در بخش‌هایی از جنوب استان آذربایجان‌شرقی برگزار می‌شود. پولکه از منحصر به فرد ترین مراسم های عزای حسینی بخشی ازمناطق آذربایحان است که نظیر آن در سایر مناطق شیعه نشین جهان برگزار نمی شود.

این مراسم در مناطقی چون روستاهای شهرستان عجب‌شیر (مانند شیشوان و هروان) و شهرستان بناب،‌با شور و شوق خاصی برپا می شود . پولکه نام نوعی توپ آتشین ساخته شده از پارچه می‌باشد که آن را با سیمی می‌بندند و بعد از نفت‌اندود کردن، آتش می‌زنند.

در شب‌های نزدیک به تاسوعای حسینی و شب تاسوعا ده‌ها پولکه آتشین در میان عزاداری‌های دیگر و در فضای تاریک شب چرخانده می‌شود و این چنین بر ظلمت و تاریکی شب‌هایی چنین غم‌افزا غلبه می‌شود. پولکه‌ها را در تاریکی شب می‌چرخند و یاد 72 خورشید فروزان دشت کربلا را گرامی می‌دارند.

گروه کثیری از مردم از سایر شهرها و روستاهای آذربایجان جهت مشاهده مراسم پولکه در ایام محرم به مناطق جنوب استان آذربایجان شرقی سفر می‌کنند.

نذر و احسان:

مردم ایران نذرهای مختلفی برای قبولی حاجاتشان می‌کنند و احسان‌های گوناگونی را برای ایام عزاداری محرم‌الحرام دارند که هر یک دارای زیبایی و معنویت خاصی است.

آذربایجانیها، اعتقاد ویژه‌ای به اطعام از سفره ابا عبدالله الحسین (ع) دارند و معمولا از غذاهای پخش شده و نذری در این ایام برای بیماران خود تبرک می‌جویند.

در این روزها در برخی مساجد و خانه‌ها سفره حضرت سیدالشهدا (ع) باز است و مردم به اطعام از این سفره مبارک می‌پردازند. اکثرا غذاهای طبخ شده برنج است که با خورشت‌های مختلفی جهت پذیرایی از عزاداران حاضر می‌شود.

آش از دیگر غذاهایی است که مردم در بزرگداشت ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان می‌پزند. آش‌ها معمولا بنا بر نذر و حاجتی تهیه می‌شود و در بین در و همسایه و آشنایان پخش می‌شود.

شله‌زرد هم از دیگر طعام‌های نذری ماه محرم است که در اکثر شهرها طبخ می‌شود و در بین عزاداران حسینی و نزدیکان و‌آشنایان پخش می شود.

شربتها و نوشیدنی‌ها بخش دیگری از نذورات این ماه را تشکیل می‌دهند برخی از حسینیه‌ها و قهوه‌خانه به پخش چای در این ماه اقدام می‌کنند؛ اما شربتها بیشتر در محرم‌های مصادف با فصول گرم سال داده می‌شود.

شیر داغ برای فصل‌های سرد، خرما، شکرپنیر، لقمه نان و پنیر و سبزی، ساندویچ‌ها، انواع کلوچه‌های محلی و نان‌های روغنی، دلمه، اهری، لقمه کوکو و ... از دیگر نذورات مردم در دهه اول ماه محرم، خصوصا روزهای عاشورا و تاسوعاست.

برخی دیگر از مردم‌در صورت قبولی نذرشان دستجات و هیات‌های عزاداری را به خانه خود دعوت می‌کنند و از عزاداران پذیرایی می‌نمایند.

41 شمع ، 41 مسجد :

نذر شمع، به ویژه در روز تاسوعا و شب شام غریبان در اکثر مناطق آذربایجان شرقی رواج دارد. در این ایام آنهایی که نذر کرده اند 41 شمع را در 41 مسجد بر می افروزند تا نشانه ای باشد از روشنی و روشنایی . شمع مایه روشنایی است می‌سوزد و نور می‌بخشد و بر ظلمت و تاریکی فایق می‌آید.

روشن کردن شمع در شهرهای تبریز ،‌مراغه ، اهر و مرند رواج دارد و شاید یکی از فلسفه‌های این امر ایجاد روشنایی در شبهای تاریک عزاداری و مرثیه‌خوانی باشد.

به تعبیر برخی در شب تاسوعا مردم به صورت نمادین با برافروختن شمع چادرهای امام حسین و یارانش را از تاریکی درمی‌آورند.

تزیین ذوالجناح:

ذوالجناح

بازگشت بدون سوار ذوالجناح از صحرای کربلا یکی از غم‌انگیزترین صحنه‌های واقعه عاشورا بوده و بیانگر اوج اندوه و غم فرزندان خاندان اهل بیت (ع) در فراق حضرت حسین بن علی (ع) است.

این صحنه اندوهبار در ایام عزاداری حسینی و علی‌الخصوص در روز عاشورا در مناطق مختلف به صورت نمادین باز آفریده می‌شود.

تزئین اسبی به عنوان نماد ذوالجناح یکی از آئین‌های ویژه عزاداری روز عاشورا در مناطق مختلف آذربایجان است.

مردم این منطقه معمولا در این روز اسبی سفید رنگ را با پارچه‌های سفید و سبز و آغشته به رنگ سرخ تزئین می‌کنند و در کوچه و خیابانها می‌گردانند. گاه چندین کبوتر خونین بال نیز بر زین اسب نهاده می شود تا فضای حزن انگیز و معنوی مراسم را دوچندان نماید.

مردم اعتقاد و علاقه ویژه‌ای به ذوالجناح نمادین نشان می‌دهند و نذر می‌کنند و فرزندانشان را بر پشت این اسب نمادین می‌نشانند.

عزاداری های پایان دهه محرم: با پایان یافتن دهه اول ماه محرم، مراسم عزاداری مناطق مختلف آذربایجان به پایان نمی‌رسد و آیین‌ها و رسم‌های مختلف عزای حسینی همچنان برپا است.

روز سوم شهادت امام حسین (ع) و یارانش، بازار تمامی شهرهای آذربایجان شرقی تعطیل است و دستجات حسینی در خیابان‌ها و بازارهای سنتی همچون بازار تبریز ، به عزاداری می پردازند.

جالب اینکه عزاداری و سوگواری شب هفتم برای جانباختگان و درگذشتگان برخلاف سایر نقاط ایران ، به هیچ عنوان در مناطق آذری مرسوم نیست اما مردم تا چهل روز در سوگ و ماتم فرو می روند .

"سحر مزاری":

یکی دیگر از مراسم‌پایان دهه محرم است که روز یازدهم محرم در برخی مناطق برگزار می‌شود . در این مراسم معنوی ، مردم به قبرستان می‌روند و بر سر قبر درگذشتگان و شهدا سینه‌زنی و نوحه‌خوانی می‌کنند.

در ‌محرم نیز دسته‌ای به عنوان نماد قبیله بنی‌اسد جهت دفن شهدای کربلا تشکیل می‌شود که این دسته لباس‌های عرب بر تن و بیل و کلنگ در دست دارند.

در تاریخ آمده است که قبیله بنی‌اسد شهدای کربلا را دفن کرده‌اند و در برخی مناطق در این مراسم از زبان امام زین‌العابدین (ع) ‌اشعاری نیز بدین مضمون شعر می خوانند: ‌اهل قبیله آمده‌اید بدن‌ها را دفن کنید، شما به من کمک کنید من خود پیکر شهدا را می‌شناسم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط مهرداد خوشکار مقدم  | 



 

پدرى براى جذاميان

دکتر مبین 

در مطلب قبلی اگر از آسایشگاه باباباغی نوشتم و از مهار جذام که بیماری و کابوس وحشتناک دهه‌های 30 و 40 کشوربه شمار می رفت، حیفم آمد از بزرگ‌مردی ننویسم که با فدا کردن عمر خویش، آسایشگاه بابا باغی را به کانون امنی برای جذامیان تبدیل کرده است.

در این میان گرچه امروزه کمتر از «دکتر سید محمد حسینی مبین» نام و نشانی دیده می شود، اما به حق ریشه کنی جذام در منطقه در سایه زحمات او بوده است:

اگر «سيدمحمد حسين بهجت تبريزى» به عشق ادبيات، رشته پزشكى را رها كرده و در عرصه شعر و فرهنگ و ادب به «شهريار نسخ» معروف گرديد، در همين دوران همشهرى وى «سيدمحمد حسينى مبين» تحصيل در رشته ادبيات را در اوج عشق و علاقه نيمه تمام گذاشت و به ناگاه به عرصه طبابت ودرمان قدم نهاد و البته اين سرآغازى بود براى نيم قرن خدمت بى ادعاى مردى كه هم اينك او را «پدر مهربان جذاميان» لقب داده اند.

 سرگذشت «طبيب عشق»

دكتر سيدمحمدحسينى مبين، شاعر، نويسنده و پزشك تواناى معاصر آذربايجان به سال ۱۳۰۶ شمسى در محله چرنداب تبريز ديده به جهان گشود. وى در سال ۱۳۲۷ ديپلم خود را از دبيرستان فردوسى تبريز اخذ و در سال ۱۳۲۸ وارد دانشكده پزشكى دانشگاه تبريز گرديد.

دكتر مبين در سال ۱۳۳۳ موفق به اخذ مدرك دكتراى خود از اين دانشگاه شد و از سال ۱۳۳۷ فعاليتهاى خود را با بيماريابى جذام در مناطق مختلف آذربايجان آغاز كرد. يك سال پس از آن بود كه دكتر محمدحسينى مبين به عنوان كفيل «آسايشگاه جذاميان بابا باغى تبريز» انتخاب و بيش از ۳ دهه در اين مركز بانى خدمات غيرقابل انكارى گرديد.

اين متخصص بيماريهاى پوستى هم اينك با ۷۶ سال سن همچنان به درمان بيماران پوستى سراسر كشور مى پردازد.

 چرا رشته پزشكى؟

دكتر مبين كه امروزه نيز طبع شاعرى خود را همچنان حفظ و مجموعه اشعارى نيز منتشر كرده است در پاسخ به اينكه چرا در اوج علاقه به ادبيات تحصيلات خود را نيمه تمام گذاشت، مى گويد: «زمانى كه در سال ۱۳۲۷ در رشته ادبيات وارد دانشگاه تبريز شدم حدود ۷ سال از فوت پدرم مى گذشت. از اين رو همه اعضاى خانواده (۴ برادر و ۲ خواهر) از برادر بزرگتر خود تيمسار سپهبد ابراهيم مبين حرف شنوى داشته و احترام خاصى برايش قائل بوديم.»

وى مى افزايد: «برادرم وقتى فهميد من در رشته ادبيات وارد دانشگاه شده ام خاطرنشان كرد بهتر است در رشته اى تحصيل كنم تا بتوانم به هموطنان خود خدمت نمايم و الا شعر و شاعرى را در كنار آن نيز مى توانم ادامه دهم. اين بود كه پس از ۲ ماه تحصيل در رشته ادبيات، به رشته پزشكى روى آوردم.»

 چرا جذام؟

در سرنوشت اغلب فرهيختگان جهان، گاهى يك كتاب، عكس، فيلم و حتى يك جمله آنچنان تأثيرى گذاشته كه انقلاب عظيم فكرى در او پديده آورده است؛ اين مورد درباره دكتر مبين نيز صدق مى  كند. استاد در مورد اينكه چگونه به سوى جذام كشيده شد، مى گويد: «دانشجوى سال پنجم پزشكى بودم كه كتاب دكتر آلبرت شوايتزر با نام «در قلب آفريقا» به دستم رسيد. ديدم اين طبيب آلمانى ۱۸ سال از عمر خود را در ميان جذاميان مناطق مختلف آفريقا سپرى كرده و منشأ خدمات انسانى بزرگى شده است.»

وى مى افزايد: «اين كتاب تأثير شگرفى بر من نهاد و آرزو كردم من هم بتوانم در اين عرصه به هموطنان خود خدمت كنم لذا گرايش به سوى بيماران جذامى و درمان آنان از دوران دانشجويى در من ايجاد شد.»

 دکتر مبین

«بابا باغى» مأمن جذاميان

«بابا باغى» به عنوان قديمى ترين آسايشگاه جذاميان ايران در سال ۱۳۱۰ به وسعت ۷۵ هكتار توسط شهردارى به قيمت ۶۰۰ تومان خريدارى و به مكان نگهدارى جذاميان اختصاص يافت.

در سال ۱۳۱۲ شمسى، عمليات احداث ساختمانهاى اين مجموعه به اتمام رسيده و در اولين نوبت، ۷۵ نفر از بيماران جذامى اطراف تبريز بدانجا منتقل گرديد. به گفته استاد مبين، در آن سالها حصارى به ارتفاع ۳ متر و عرض يك متر دور بابا باغى كشيده بودند كه آن را بيشتر به زندان باستيل شبيه كرده بود تا آسايشگاه، چرا كه اعتقاد آن زمان بر قرنطينه كردن بيماران جذامى و حبس كردن آنان استوار بود.

با شناخته تر شدن بابا باغى رفته رفته بر تعداد جذاميان مستقر در آن نيز افزوده مى شد، اين درحالى بود كه «جذام» به عنوان وحشتناك ترين بيمارى آن سالها، مورد نفرت مردم و حتى طبيبان قرار داشت و از سوى ديگر امكانات چندانى نيز براى درمان بيماران اختصاص نمى يافت...

 ناجى جذاميان

دكتر محمدحسينى مبين در اوايل دهه ۳۰ در حالى كه هنوز دانشجو بود فعاليت خود را با بيماريابى جذام از منطقه اهر و ارسباران آغاز كرد. به گفته استاد، در آن دوران «جذام» براى آذربايجان مسأله حادى بود. ايالت آذربايجان كانون عفونت جذام بود به طورى كه دو سوم جذاميان ايران را بيماران آذرى تشكيل مى  دادند.

با افزايش حساسيت ها و بيشتر شدن توجه دولت به بيمارى جذام، بابا باغى در رديف كشورهاى كمك گيرنده سازمان بهداشت جهانى قرار گرفت و در اين سالها اولين محموله داروهاى درمان جذام وارد ايران شد. اين در حالى بود كه تعداد جذاميان باباباغى به ۵۵۰ نفر رسيده بود.

دكتر مبين مى گويد: «در سال ۴۱ از سوى سازمان بهداشت جهانى به مدت يك سال براى جذام شناسى و مطالعات تكميلى به كشورهاى اسپانيا، پرتغال، نيجريه و مالى اعزام شدم و پس از آشنا شدن به روشهاى روز جهان در اروپا و وضعيت درمان بيماران آفريقايى با دستى پر به ايران بازگشتم.»

در اين سالها بود كه دكتر مبين به سمت رياست آسايشگاه باباباغى منصوب و چهره اين مركز به كلى عوض شد.

استاد مبين مى گويد: «اسلام مى گويد از جذام فرار كنيد همانگونه كه از شير فرار مى كنيد اما ما از جذامى فرار مى كرديم و فكرى براى درمان آن نمى شد.»

به گفته وى در بورسيه تحصيلى سازمان بهداشت جهانى به آنان خاطرنشان كردند كه راه درمان جذاميان، زندانى كردن آنان نيست و لذا اولين اقدام او برداشتن تمام حصارهاى باباباغى و تبديل آن به يك مركز تحقيقاتى و درمانى بيمارى جذام بود. در اين سالها بود كه سازمان بهداشت جهانى داروى ضد جذام را به طور رايگان وارد ايران نمود و اين پروسه سالها ادامه داشت.

دکتر مبین

 جذام چگونه به ايران آمد؟

به گفته استاد مبين با پيشرفت علم در عصر كنونى نيز هنوز علت به وجود آمدن باسيل جذام و چگونگى ورود آن به ايران مشخص نشده اما كشورهاى چين، ژاپن، مصر و هندوستان به عنوان كانونهاى جهانى «جذام» شناخته شده اند.

به گفته اين متخصص پوست و محقق بيمارى جذام، حكايتهاى متعددى درباره نحوه ورود جذام به ايران وجود دارد اما آنچه مشخص است اينكه جذام از راه آذربايجان وارد ايران شده است.

 وضعيت کنونی جذام در ايران

دكتر محمدحسينى مبين در مورد وضعيت جذام در ايران مى گويد:«طبق اعلام سازمان بهداشت جهانى اگر تعداد جذاميان كشورى يك به ۱۰ هزارنفر باشد اين بيمارى در مرحله حذف قرار دارد، اين درحالى است كه در ايران نسبت فوق ۱۲ صدم به ۱۰ هزارنفر است و اين يعنى مرحله ريشه كنى جذام در ايران.»

به گفته دكتر مبين اما براى ريشه كنى كامل جذام بايد دولت با همكارى سازمان بهداشت جهانى اقدام به اجراى برنامه هاى تكميلى نمايد تا جذام نيز مانند ساير بيماريهاى اپيدمى در كشور ريشه كن گردد.

به گفته استاد مبين ديگر جذام بيمارى وحشتناكى محسوب نمى شود. درحالى كه مدت درمان يك جذامى در دهه ۴۰ ، ۱۵ سال طول مى كشيد كه اين مدت هم اينك به ۴۵ روز كاهش يافته است.

دكتر مبين مى افزايد: «تعداد جذاميان ايران ۱۰ هزارنفر بود كه پس از انجام مراحل مختلف درمان روى آنان اين رقم به ۷۷۷ نفر كاهش يافته است و در صورت نظارت مداوم و ادامه درمان، اين بيمارى به كلى ريشه كن مى شود.»

 ... و مادر جذاميان:

آيا ۳ دهه زندگى با جذاميان و وقف درمان آنان شدن بدون همكارى و همدلى خانواده امكانپذير است؟ دكتر مبين ضمن قدردانى از زحمات همسر خويش در طول ساليان گذشته، مى گويد: «همسر من خانم نشاط وثوقى كه خود ليسانسيه مامايى  است نقش بسزايى در موفقيت هاى به دست آمده دارد و اگر تشويق و همكارى او نبود امكان ادامه فعاليت در روزهاى سخت و طاقت فرساى آنها سالها وجود نداشت.»

همانگونه كه امروزه ساكنان باباباغى استاد مبين را آتا (پدر) صدا مى زنند، همسر وى نيز به عنوان آنا (مادر) مورد خطاب قرار مى گيرد.

دكتر مبين مى گويد: «همسرم به واقع حكم مادر بسيارى از ساكنان باباغى را دارد چرا كه طى ۴۰ سال گذشته خيلى از آنها به دست خانم وثوقى ديده به جهان گشوده اند.»

***

پدر مهربان جذاميان شايد جزو اولين و خوش اقبال ترين فرهيختگان كشور است كه در جو فرهنگ مرده پرستى حاكم، در زمان حيات وى از سوى اهالى فرهنگ و علم مورد تجليل شايسته قرار گرفته و در سال ۷۶ نيز به عنوان يكى از ۱۰ پزشك فرهيخته و پيشكسوت ايران برگزيده شده است.

استاد مبين با بيان اينكه تمامى جوانى خود را با عشق و علاقه صرف درمان جذاميان كرده است، مى گويد: «هيچ لذتى بالاتر از خدمت به خلق خدا نيست و اعتقادم براين است كه فيوضات الهى شامل حالم گرديد تا براى خدمت به مردم به سوى «باباباغى» كشيده شوم...»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 دی1387ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط مهرداد خوشکار مقدم  |